یکشنبه ۱۸ مهر ۱۳۸۹ ه‍.ش.

سکس با مادر

ساعت دو بود از مدرسه اومدم خونه دیدم مامانم نیست دیدم صدای شیر آب حموم میاد رفتم در زدم دیدم کسی درو باز نمیکنه و جواب نمیده نگران شدم درو باز کردم رفتم تو دیدم مامانم کف حموم قش کرده از ترس زحره ترک شدم آبو بستم مامانو بلند کردم که ببرم بیرون و لباساشو تنش کنم تا سرما نخوره آب ریختم رو صورتش زدم تو گوشش ولی به هوش نیومد به زوررر و بدبختی بردمش بیرون از حموم خابوندمش رو تخت خوابش با حوله داشتم بدنشو خشک میکردم که نگام افتاد به کسش چون شرت و کرست تنش نبود کیرم شق کرد با خودم فکر کردم که دیگه از این موقعیت پیش نمیاد کم کم 1 جق بزن شرتشو پاش کردم که اگه به هوش اومد زایه نباشه ولی کرستشو نبستم کیرمو در آوردن شرو کردم با سینه هاش بازی کردن و جق زدن سریع آبم اومد ریختم رو سینه هاش زودی تمیزش کردم لباسش رو تنش کردم واسش آب قند درست کردم به زور ریختم تو حلقش تا بهوش بیاد بعد که بهوش اومد دید لباساش تنشه خجالت کشید و گفت چخوری منو آوردی بیرون گفتم به زور بعد خندیدم گفتم این همه تو بچگیا مننو لخت دیدی 1 دفم من تورو لخت دیدم دیدم خجالت کشید دیگه خدارو شکر اینجورری نشد و اونروز فقط فشارش افتاده بود

‏هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر