یکشنبه ۱۸ مهر ۱۳۸۹ ه‍.ش.

سكس با خواهرم

من امیر هستم و 22 سالمه. راستش من توی تمام این مدتی که از زندگیم می گذشت هیچ وقت با هیچ زن و دختری سکس نداشتم و همیشه حسرت یه سکس خوب رو تو دلم داشتم ولی موقعیتش پیش نمی اومد.اطرافم هم دختر زیاد بود و اولین و نزدیک ترین دختر بهم،خواهر بزرگم شیدا بود.خب من دو تا خواهر دارم ولی اونقدری که به شیدا احساس نزدیکی می کردم نسبت به شراره این احساس رو نداشتم.گرچه نمی دونستم که سرنوشت چیز دیگه ای رو برام رقم میزنه و اتفاقات طور دیگه ای می افته.شیدا خواهر بزرگم یه سال ازم بزرگتر بود و شراره هم دو سال از من کوچیک تر بود و تقریبا من و شراره خیلی با هم درگیر بودیم.در واقع بعد از اینکه پدرم بعد از به دنیا اومدن شراره از دنیا رفت مادرم به تنهایی ما رو بزرگ کرد و این درگیری من و شراره خیلی باعث زحمتش می شد.مادرم هم جوون بود و هم خوشکل و خوش هیکل و آرزوی هر مردی بود ولی خودش دوست داشت مجرد بمونه.حتی من هم دلم میخواست باهاش باشم.داستان من از اونجایی شروع شد که شراره کنکور داد و توی یکی از دانشگاه های تهران قبول شد و همه خوشحال بودن از اینکه شهرستان قبول نشده و البته من ناراحت بودم چون فکر میکردم بالاخره یه نفس راحتی می کشم ولی اینطور نشد.شراره شروع کرد به رفتن دانشگاه و کم کم یه تغییراتی توش دیده شد.تیپ و لباسش خیلی باز تر شد و آرایش هاش هم 180 درجه فرق کرد در واقع اصلا شراره ی قبلی نبود.یواش یواش شب دیر اومدن ها هم شروع شد و به بهونه ی رفتن به خونه ی دوستاش حتی بعضی شب ها هم خونه نمی اومد.مامانم با این قضیه مشکلی نداشت و خیلی توی این مسائل باز فکر میکرد و حتی دوست پسر شیدا بعضی شب ها پیش شیدا تو اتاقش میخوابید و منم مشکلی نداشتم ولی شراره دیگه خیلی داشت مشکوک میزد.این شد که تصمیم گرفتم سر از کارش در بیارم.هر کاری کردم نتونستم تا اینکه اون اتفاقی که میخواستم بیفته خود به خود افتاد.یکی از روزهای پاییز سال 87به یه مهمونی حوالی صادقیه دعوت شدم.اونطوری که دوستم تعریف می کرد قرار بود آخرش سکس پارتی داشته باشیم و خودش چند تا جنده هم ظاهرا دعوت کرده بود در کنار مهمونا.منم که تجربه ای تو سکس نداشتم اول رد کرد ولی بعدا به اصرار دوستم قرار شد من آخر سر نمونم و جنده ها که کارشون رو شروع کردن من دیگه برم.اینطوری شد که رفتم.توی مهمونی جمعیت زیاد بود و شاید 50-60 نفر بودیم که پسرا حدودا 20-25 نفر بودن و بقیه دختر بودن.تا ساعت 12 شب مهمونی ادامه داشت تا اینکه رفیقم اومد بهم گفت:«امیر اگه میخوای بری همین الان برو.اگه بمونی هم که منو خوشحال میکنی.میخوایم شروع کنیم». چشمکی زدم و گفتم که دیگه می رم. کتم رو برداشتم و از درب خونه بیرون رفتم و بعد رفتم به سمت در حیاط و وارد کوچه شدم.ماشینم دقیقا جلوی درب پارک بود.به سمت درب ماشین رفتم که صدای 5-6تا دختر شنیدم.کنجکاو شدم و برگشتم و صحنه ای رو دیدم که از تعجب شاخ در آوردم.شراره به همراه 5 تا دختر دیگه با تیپ های وحشتناک سکسی و آرایش غلیظ از یه پاترول پیاده شدن و به سمت درب حیاط رفتن.خودم رو سریع پشت ماشین قایم کردم تا اونا وارد خونه بشن.سریع به دوستم زنگ زدم و گفتم:«جنده هات همینا بودن که اومدن تو؟»رفیقم خندید و گفت:«اره.چطور؟میخوای تو هم بیای تو؟»منم گفتم آره.رفیقم هم در رو زد و رفتم تو.هنوز باورم نمیشد که شراره اومده اینجا تا جنده گی کنه.به آرومی رفتم بالا و وارد شدم.توی سالن پذیرایی دنبال شراره گشتم.یه گوشه روی مبل نشسته بودو یکی دیگه از رفقا کنارش بود و دستش رو روی پاهاش گذاشته بود.منم یه جایی که دیده نشم پشت چند نفر نشستم و مشغول نگاه کردن شدم.مهمونی داشت یواش یواش وارد فاز سکسی میشد و دختر و پسرا رفته بودن تو فاز لب بازی و دست مالی همدیگه.تو همین لحظه یه دختر هم به سمت من اومد و گفت:«چرا تنهایی جیگر»روم رو بهش کردم و گفتم:«برو یکی دیگه رو پیدا کن.من دارم میرم»طرف هم یه ایییش کرد و با اکراه رفت.رفیقم داشت یواش یواش رکابی شراره رو در میاورد که یهو هم رکابی و هم سوتین صورتیش رو با هم در آورد و سینه های شراره که سفت شده بود رو هوا موند.خیلی دوست داشتم از این صحنه فیلم بگیرم ولی به خاطر ازدحام جمعیت نمیشد.باید جلو تر میرفتم.خیلی آروم از پشت مبل ها رفتم و وارد آشپزخونه شدم.حالا شراره و سعید پشتشون به من بود و هر دوشون هم به شدت مست بودن. یواش گوشیم رو در اوردم و از پشت گلدون مشغول فیلم گرفتنم از اون دوتا شدم. جو مهمونی اونقدر بالا بود که کسی متوجه من نشد. سعید کم کم رفت سراغ شلوار و چند لحظه بعد شراره رو لخت لخت روی مبل خوابونده بود و داشت کسش رو میخورد. من هم دیگه تو حال خودم نبودم و از دیدن بدن سکسی خواهرم حشری شده بودم.سعید یواش یواش بلند شد و از توی جیبش یه کاندوم در آورد و روی کیرش گذاشت.پیش خودم فکر کردم یعنی میخواد شراره رو از کس بکنه؟و این سوال رو با خودم مدام مرور میکردم که این اتفاق افتاد.سعید کیرش رو دم کس خیس خواهرم گذاشت و با یه فشار ساده کیرش تا ته توی کس گشاد خواهرم جا شد و مشغول تلمبه زدن شد.دیگه تو حال خودم نبودم و بد جوری فاز سکسی گرفته بودم.تقریبا 10 دقیقه فیلم ضبط کرده بودم و از کس دادن شراره هم گرفته بود ولی خودم هم میخواستم وارد کار بشم.گوشیم رو خاموش کردم و توی آشپزخونه تمام لباس هام رو در آوردم و یه دابل شات برای خودم ریختم و خوردم.یه کم صبر کردم و بعد خیلی آروم به سمت سعید و شراره رفتم.حالا سعید روی مبل خوابیده بود و شراره روش نشسته بود و داشت تلمبه می زد.شراره پشتش به من بود ولی سعید منو دید.یه چشمک به سعید زدم و اونم متوجه شد.دستش رو آورد رو کمر شراره و اونو روی خودش خم کرد طوری که سوراخ کون خواهرم سمت من قرار بگیره.من هم از پشت به شراره نزدیک شدم و کیرم رو به کیر سعید که توی کشس شراره بود مالیدم تا خیش بشه.یه کم با انگشتم به سوراخ کون شراره ور رفتم و شراره هم چیزی نمی گفت و کاملا توی فاز عشق و حال بود.من هم کیر کلفتم رو که حتی کل کیر سعید رو میخوابوند رو روی سوراخ کون شراره گذاشتم که یهو شراره با یه صدای حشری کننده گفت:«آخ جون.من عاشق کون دادنم.کونم رو جر بده.زود باش»و حواس مهمونی به ما پرت شد.این حرفش من رو حشری تر کرد و من کیرم رو فشار دادم داخل که یهو شراره جیغ کشید و کل مهمونی دوباره یه لحظه به ما سه نفر نگاه کردن.شراره ساکت شد و من کیرم رو دیدم که خیلی راحت تا ته توی کون شراره فرو رفت و طبق تجربه هایی که بعد ها به دست آوردم فهمیدم شراره خانوم کونی حرفه بودن اون موقع.کیرم که جا شد شروع کردم به عقب و جلو کردن.سعید چون نشسته بود کیرش تا ته توی کس شراره بود و نمی تونست تلمبه بزنه.شراره هم ثابت بود و فقط اه و اوه میکرد و منم با شدت تلمبه میزدم.منی که موقع جلق زدن خیلی سریع آبم میومد این بار انگار کمرم خشک شده بود و هر لحظه وحشیانه تر کیرم رو توی کون خواهرم فرو میکردم.حدود دو سه دقیقه به کارم ادامه دادم تا اینکه حس کردم آبم داره میاد و آبم رو با فشار توی کون شراره خالی کردم.چند لحظه همونطور ایستادم وسکوت کردم.شراره داشت آه میکشید.کیرم رو آروم در آوردم و عقب رفتم.به محض اینکه کیرم رو بیرون آوردم شراره ی حشری شروع کرد روی کیر سعید تلمبه زدن و آه و اوه جفتشون بلند شد.برگشتم آشپزخونه تا لباس هام رو بپوشم.توی حال خودم نبودم و همش به سکس گروهی که با خواهرم داشتم فکر میکردم.لباس هام رو تنم کردم و از صاحب مهمونی خدافزی کردم و سوار ماشین شدم و رفتم.مدام به کاری که کرده بودم و فیلم ده دقیقه ای که گرفته بودم فکر میکردم.کیفیت فیلم بالا بود و شراره کاملا توش معلوم بود و نمیدونستم با فیلمی که از سکس خواهرم گرفتم چیکار کنم.فقط پیش خودم مونده بودم بعد از این چیکار کنم چون شراره واقعا خوشکل ترین دختری بود که دیده بودم و میخواستم یه دفه واقعا با هم سکس داشته باشیم.بعد از اون روز کنجکاو شدم که شراره چطور این کاره شده و یه سری تحقیقات انجام دادم تا بالاخره یکی از دوستای دانشگاهیش بهم گفت دلیلش بی جنبه بودن شراره توی عرق خوردن بود و بهم گفت شراره اولین بار که سکس کرد خیلی عرق خورده بود و تو حال خودش نبود و وسط مهمونی کاملا لخت شده بوده و اه و اوه می کشیده و همونجا همزمان با چند نفر سکس کرده و پردش رو هم همونجا از دست داده بوده. بالاخره اولین سکس من هم قرار بود اینطوری باشه.بعد از اون من چندبار دیگه هم با نزدیکام سکس کردم و بالاخره با شیدای دوست داشتنیم هم سکس کردم و خب شیدا بعد از اینکه با دوست پسرش به هم زد رسما هر شب نصفه شب میاد اتاق من.در نهایت هم تونستم یه نیمه سکس با مامانم داشته باشم که این آخری مربوط به هفته ی گذشته هست و هنوز تو کفشم چون بهترین اتفاق عمرم بود و داستان جریان خیلی خیلی جالبی پیش اومد تا این اتفاق افتاد و داستانش رو به زودی براتون می نویسم.ولی در کل هنوز که هنوزه نتونستم شراره رو بکنم و نکته ی جالب قضیه همینه. وضع مالی ما به لطف ارث و میراثی که از پدرم مونده خوبه و هیچ کمبودی نداریم ولی شراره یه مدت بعد گفت که میخواد توی یه شرکت مهندسی کار کنه و بعد مامانم هم قبول کرد و همه فکر میکردیم که داره خوب کار میکنه چون پول خوبی داشت و دیگه نه تنها از مامانم پول تو جیبی نمیگرفت بلکه یه دفه در کمال ناباوری 10میلیون تومن برای خرید ماشین به مامانم کمک کرد و همه مونده بودن ولی من میدونستم خواهرم در حقیقت کارش چی بود. هیچ شرکت مهندسی وجود نداشت بلکه خواهرم به خاطر چهره و اندامش و حرفه ای بودنش یکی از گرون ترین جنده های تهران بود و ظاهرا اون طوری که آمارش رو در آورده بودم شبی بین 50 تا 100 تومن میگیره.با این وجود مادرم یه دفه میخواست شوهرش بده که شراره تهدید کرد و این اتفاق نیفتاد و خانوم هنوز از پول در آوردن سیر نشده.یکی از دوستام هم میگه شراره اینقدر در آورده که یه خونه برای کارش توی میدون رسالت خریده.فکر همه چیز رو میکردم جز اینکه یه دانشگاه رفتن، از خواهرم یه جنده ی حرفه ای بسازه

سکس با مادر

ساعت دو بود از مدرسه اومدم خونه دیدم مامانم نیست دیدم صدای شیر آب حموم میاد رفتم در زدم دیدم کسی درو باز نمیکنه و جواب نمیده نگران شدم درو باز کردم رفتم تو دیدم مامانم کف حموم قش کرده از ترس زحره ترک شدم آبو بستم مامانو بلند کردم که ببرم بیرون و لباساشو تنش کنم تا سرما نخوره آب ریختم رو صورتش زدم تو گوشش ولی به هوش نیومد به زوررر و بدبختی بردمش بیرون از حموم خابوندمش رو تخت خوابش با حوله داشتم بدنشو خشک میکردم که نگام افتاد به کسش چون شرت و کرست تنش نبود کیرم شق کرد با خودم فکر کردم که دیگه از این موقعیت پیش نمیاد کم کم 1 جق بزن شرتشو پاش کردم که اگه به هوش اومد زایه نباشه ولی کرستشو نبستم کیرمو در آوردن شرو کردم با سینه هاش بازی کردن و جق زدن سریع آبم اومد ریختم رو سینه هاش زودی تمیزش کردم لباسش رو تنش کردم واسش آب قند درست کردم به زور ریختم تو حلقش تا بهوش بیاد بعد که بهوش اومد دید لباساش تنشه خجالت کشید و گفت چخوری منو آوردی بیرون گفتم به زور بعد خندیدم گفتم این همه تو بچگیا مننو لخت دیدی 1 دفم من تورو لخت دیدم دیدم خجالت کشید دیگه خدارو شکر اینجورری نشد و اونروز فقط فشارش افتاده بود

سكس با مامانم

منو مامان و بابا با هم زندگی میکنیم تو خونه ما زیاد بندو بساط نیست که مامان باید خودشو از بچش بپوشونه اتفاقا بر عکسه ما 3 نفر خیلی راحتیم مخصوصا وقتی بابا نیست توضیح از خانوادم بدم میشه گفت ما 3 نفر بیشتر با هم رفیقیم و با هم نداریم مامانم که میرفت حموم اگه بابام نبود من میرفتم پشت مامانمو میکشیدم مامانمم لخت لخت و خودشو نمیپوشوند یـــ روز من رفتم که پشت مامانمو بکشم آب ریخت رو لباسم مامانم گفت لباستو در بیار تو هم دوش بگیر گفتم باشه مامانم اومد منو بشوره پشتمو کشید بعد اومد جلو و شرو کرد شکم و کیرمو شست منم نمیخواستم شق کنم ولی شد بعد مامانم رفت بیرون منم خودمو شستم اومدم بیرون دیدم صدای آهو اوه میاد دیدم صدا از اتاق مامانم ایناست رفتم جلو دیدم بله دارن حال میکنن چند دقیقه ای وایسادم تماشاشون کردم منم حشرم زد بالا رفتم دستشویی که جق بزنم خودمو خالی کنم داشتم جق میزدم که یـــ هو در دستشویی باز شد مامانم بود لخت اومد تو گفت چرا جق میزنی گفتم شما حالشو کردید شق دردیشو ما گرفتیم خندیدو گفت تو هم حال کن گفتم کسی نیست گفت مگه من مردم گفت شوخی میکنی؟ گفت نه جدی میگم اومد کیرمو کرفت تو دستش و میمالید گفتم بابا پس چی گفت خوابش رفته بلند شدم کیرمو کردم تو دهنش و جلو عقب کردم بعد از چند ثانیه کیرمو در آوردم دمروش کردم کیرمو کردم تو کونش داد زد گفتم چیه؟ گفت یواش داغون شدم گفتم باشه چون قبلش جق زده بودم آبم سریع اومداین داستان تخیلیه و فقط جنبه سرگرمی داره

سکس با مامان

بابام یه آدم مذهبیه ولی مامانم نه بابام میگه بچه وقتی بزرگ بشه موقع زن گرفتنش بشه خودش یاد میگیره چی به چیه ولی مامانم نه میگه باید به بچه یاد داد بابام برای انتقال کارش به یه شهر دیگه مجبور شد یه ماه از پیش ما بره میموندیم من و مامانم من یه پسر 16 ساله باید یک ماه با مامانم تنهایی زندگی میکردیم اولش فک میکردم سخته ولی بعد فهمیدم خیلی حال میده دو سه روز از رفتن بابام که گذشت از مدرسه اومدم دیدیم مامانم حمومه رفتم لباسامو عوض کردم مامانمم هم اومد بیرون دورش حوله پیچیده بود گفت کی اومدی گفتم همین الان رفت تو اتاقش لباس عوض کنه منم رفتم تو آشپزخونه ببینم چی داریم واسه خوردن دیدم مامانم اومد یه آستین رکابی پوشیده با یه شلوارک زیر آستین رکابیش هم سوتین نبسته گفتم مامان چشم بابارو دور دیدی گفت آره بابات که نمیزاره آدم لباس راحت بپوشه تو خونه گفتم آخه این دیگه خیلی راحته گفت چرا گفتم تو آینه دیدی خودتو گفت آره گفتم سینه هات زده بیرون گفت خوب بزنه گفتم زشته گفت اگه زشت بود که خدا نمیزاشت گفتم بله شما درست میگی گفت میخوام تو این چند روزه کلی چیزی یادت بدم گفتم خدا رحم کنه گفت خیلی هم دلت بخواد گفتم حالا چی چی میخوای یادم بدی گفت حال کردن تعجب کردم گفتم جان؟ گفت سکس رابطه جنسی گفتم باشه اولش فک کردم شوخی میکنه بعد گفت برو حموم بو گند میدی منم راحی شدم سمت حموم داشتم خودمو میشستم که در زد گفتم بله؟ گفت درو باز کن گفتم چیکار داری؟ گفت باز کن گفتم صب کن شرتمو پوشیدم درو باز کردم دیدم یـــ تیغ دستشه گفتم میخای سرمو ببری گفن نه کار واجب تر دارم گفتم حالا چیکار داری زود بگو یخ کردم اومد تو گفت شورتتو در بیار گفتم بله؟؟؟؟؟ گفت بله! در بیار مو های اضافی رو بزنم گفتم خودم بلدم بده من برو بیرون گفت زود باش کار دارم بعد یهو شرتمو کشید پایین گفتم من خجالت میکشم گفت خجالت نداره تو استادیوم لخت نشودی که تو حمومی من و تو گفتم از تو خجالت میکشم گفت چرا گفتم سین جین نکن بورو بیرون گفت واست برنامه چیدم الکی هم قرقر نکن مرغ من یه پا داره گفتم باشه دیدم بلیزشو در آورد گفتم چت شده چیزی به سرت خورده؟ گفت نه اونجوری لباسم خیس میشد سینشو که دیدم کیرم شق کرد گفت چی شد گفتم از خودت بپرس گفتم برو بیرون واسه همینه دیگه خندید و گفت اینجوری بهتره کار من راحت تره کف رو برداشت زد به کیرم و پشمای کیرمو زد تمیز که شد آب کشید کیرمو گفت دیدی چه تمیز شد گفتم بله گفت زود بیا بیرون گفتم باشه و مامانم رفت بیرون وقتی خودمو خوش کردم اومدم بیرون دیدیم مامان لباس تنش نکرده با سینه های بزرگش آویزونه گفتم پاشو لباس بپوش الان اگه بابا اینجا بود کلتو میبرید گفت حالا که نیست تو هم برو شلوار بپوش ولی شرت پات نکن گفتم چرا؟ گفت بزا آزاد باشه دوست داری یکی خودتو بندازه تو یه جای تنگ منم به شوخی گفتم این که باید جای تنگ باشه تا عادت کنه زن گرفتم بیشتر وقتا باید جای تنگ باشه گفت فوقش یه سال اول تنگه بعد گشاد میشه جوابی نداشتم رفتم شلوار پوشیدمو اومدم نشستم پیشش گفت از فردا تا وقتی که بابات میا هر روز باید بری حموم گفتم برو بابا مگه چیکا میکنم که باید برم حموم گفت همینی که گفتم سینه های آویزونش داشت دیونم میکرد گفتم بابا چه حالی میکنه گفت چرا گفتم واسه این که این سینه ها ماله بچست بابا میخوره گفت چی شد خجالتت ریخت گفتم وقتی اینجوری جولوم نشستی میخوای خجالت بکشم گفت آفرین خجالت خوب نیست اون روز گذشتو من از شق دردی ترکیدم فرداش از مدرسه اومدم مامانم گفت زود باش بریم حموم گفتم بریم؟ گفت آره با هم بریم منم از خدا خواسته راه افتادم مامانم اومد تو حموم من که لخت بودم اونم لخت شد یه شرت پاش بود اود زیر دوش منم رفتم پشتش کف هارو داشت از رو سرش میشست آب و کف رو بدنش میومد پایین رفتم از پشت بقلش کردم گفتم این کارا واسه چیه گفت واسه اینه که تا یه دختر با زن لخت دیدی سری شق نکنی آبروی مارو ببری یه ماچش کردم اومدم زیر دوش یهو کیر شق کردمو گرفت گفتش سفت بشورش گفتم به چشم اومدیم بیرون ناهار خوردیم تلوزیون رو روشن کرد یه فیلم خارجی داشت یهو مرده و زنه از هم لب کرفتن گفتم اوخ اوخ الان کار با جاهای باریک میکشه گفت بکشه مگه بده؟ گفتم نه ولی اونا حالشو میکنن ما باید شق دردیشو تحمل کنیم گفت خوب جق بزن خودتو راحت کن گفت شلوارتو بکش پایین جق بزن گفتم حال نمیده زود آبم میاد رفت و از اتاقشون یه کرم آورد گفت بیا تاخیریه گفتم میشه تو واسم بزنی گفت آره ولی فقط وقتی بابات اینجا نیست فقط اینجوریه بابات بیاد دیگه سوتی ندی ها گفتم هواسم هست شلوارکشو در آورد گفتم چیکا میکنی گفت میخوای دیوارو ببینی گفتم اها از او لحاض گفت آره بعد شرو کرد به دست مالیدم به کیرم یه خورده تف زد به دستش و شرو کرد مالین کیر من بعد کرمو زد 5 دقیقه ای داشت میمالید بهد گفتم آبم داره میاد گفت بریز رو سینه هام منم همشو با فشار ریخنم رو سینه هاش لبشو یه ماچ کردم گفتم مرسی گفت خواهش فردا بهتر هم میشه فردا شد اومدم خونه دیدیم لخته منم سرریع لخت شدم گفتم بریم گفت کجا گفتم حموم گفت خوشت اومده گفتم چرا که بدم بیاد رفتیم حموم آخراش بود رفت زیر دوش که خودشو آب بکشه بیاد بیرون به کیرم صابون زدم لا پای مامانمم صابون زدم کیرمو کردم لا پاش بین رون پاش گفت داری راه میوفتی گفتم آره یه خورده جلو عقب کردم بعد کیرمو شست نشست واسم ساک بزنه گفتم مطمعنی؟ گفت آره مگه تو مطمعا نیستی گفتم چرا شرو کرد با نوک زبونش سر کیرمو لیس زد تو شکمم قلی ولی رفت که حال کردم خیلی حرفه ای میزد گفتم واسه بابا هم میزنی گفت خوشش نمیاد از کارای رمنتیک من آرزو به دل موندم که لا پامو بلیسه ولی وقتی میخواد کاری کنه سری کیرشو میکنه تو کسم تموم میشه میره گفتم پس من به تو رفتم گفت آره اگه به بابات میرفتی که من میمردم آبم داشت میومد گفتم داره میاد میاد گفت باشه تند تند لیس میزد آبم ریخت تو دهنش گفت آخ جون خودمونو شستیم رفتیم بیرون برام معجون درست کرد خوردم خوابیدیم فرداش که بیدار شدم دیدم تو اتاق نیس رفتم تو اتاق خوابش دیدم رو تخت خوابش خوابیده داره با خودش ور میره گفتم بابا نیست داغونی ها گفت آره گفتم میخوای من جای بابا کاری کنم گفت بیا اومدم کسشو لیسیدم گفت آخی بالاخره به آرزوم رسیدم یه خورده تلنبه زدم آبمو تو کسش خالی کردم خوابیدم روش بعد از چند دقیقه بلند شدم رفتم حموم بعدش اومدم بیرون دیدیم مامان داره با تلفن حرف میزنه گفتم کیه گفت بابات امروز میرسه؛هروقت بابام نباشه باهم سكس ميكنيم

روش‌های سکس کردن

حالات مختلف سکس
حالت ۱در این حالت زن و مرد هر دو به یک پهلو خوابیده و مرد از پشت به زن نزدیک می شود.ویژگیها:- امکان لمس تمامی پشت زن توسط مرد که در حالات قبل کاملا صورت نمی گرفت.- احساس نوعی امنیت از جانب زن (این احساس نیاز اغلب افراد می باشد تا با تکیه بر کسی که دوستش دارند تامین میشود).- مرد می تواند با در تماس قرار دادن آلت خود با باسن زن باعث نعوذ آلت خود شود (برای مردهایی که دیرتر دچار نعوذ می شوند).- اکثر زنها به بازی و لمس کردن باسن شان توسط مردها آنهم با استفاده از دست تمایل دارند اما با دخول در باسن به دلایلی (بعدها توضیح خواهم داد) آنچنان موافق نیستند.- مرد به راحتی قادر به ماساژ و لمس سینه های زن است.- زن کمترین فعالیت را داراست.- مناسب برای زنان باردار و خسته و یا در حال خواب(البته با رضایت و آگاهی زن).- امکان بوسیدن لبها اندک است.وضعیت پاها:- زن پاها را کمی از هم باز می کند تا مرد ران خود را ما بین آن قرار دهد و ران خود را به قسمت اتصال آلت تناسلی و باسن زن (منطقه حساس) می مالد.- زن پاها را کمی باز می کند تا مرد یا آلت خود را با لمس آلت زن در آن قسمت قرار دهد و عقب جلو کند یا دخول را انجام دهد.حالت ۲روبروی هم و به پهلو خوابیدن:در این حالت زن و مرد در کنار یکدیگر و به پهلو خوابیده و همدیگر را در آغوش میگیرند.ویژگیها:- اتحاد حسی و عاطفی کامل میان زوجین- امکان برابر برای زن و مرد جهت هر گونه عمل و رفتار جنسی- دخول کامل صورت نمی گیرد- امکان تغییر در حالات مختلف پاها برای طرفین- چهره به چهره کامل- بیشتر برای مواقعی به کار میرود که زوجین تمایل برای لمس و عشق بازی دارند تا دخول صرف- لمس کردن قسمتهای پشت از قبیل کمر و باسن به راحتی صورت میپذیردوضعیت پاها:- مرد می تواند ران خود را بین پاهای زن قرار داده و آن را به لبهای آلت وی بمالد. این عمل زنان را به شدت تحریک می سازد.(البته زمانی تحریک زن بیشتر می گردد که ران پای مرد پر مو باید یعنی موی مخملی داشته باشد)حالت ۳. به رو خوابیدن زن:در این حالت زن به روی مرد قرار میگیرد و مرد به پشت در زیر.ویژگیها:- اتحاد حسی و عاطفی کامل میان زوجین- غالب بودن زن و مغلوبیت مرد- امکان همه نوع عمل در حین دخول (لمس کردن،بوسیدن،لیسیدن و...) به خصوص برای زن- احساس غالب بودن زن نوعی غرور و تسلط زنانه را به نمایش می گذارد.- دخول کامل صورت نمی گیرد.- تنظیم میزان دخول آلت مرد را زن بر عهده دارد.- زن میتواند هر زمان که مایل بود آلت مرد را از آلت خود خارج نماید(به خصوص برای پیش گیری از حاملگی).- بیشتر حرکات عقب و جلو کردن را زن بر عهده دارد.- معمولا مردهائی به زنها این اجازه را می دهند که :۱. در زندگی عادی نیز مغلوبند یا:۲. زن خود را دوست داشته و به او احترام می گذارند یا:۳. به دنبال تنوع طلبی هستند.وضعیت پاهای زن می تواند مطابق روش قبل تغییر یابدحالت ۴به رو خوابیدن مرددر این حالت مرد به روی زن قرار میگیرد و زن به پشت در زیر.ویژگیها:- اتحاد حسی و عاطفی کامل میان زوجین- غالب بودن مرد و مغلوبیت زن- امکان همه نوع عمل در حین دخول (لمس کردن،بوسیدن،لیسیدن و...)وضعیت پاهای زن می تواند بر حسب نیاز و لذت جوئی در شکلهای مختلف تغییر یابد:۱. در ابتدا برای دخول بهتر و آسان تر زن زانوهای خود را خم می کند و به طور متوسط از هم باز نگاه می دارد.۲. زن میتواند پاها را همچنان باز اما کشیده نگاه دارد. (دخول کمتر صورت میگیرد)۳.برای دخول بیشتر زن پاها را باز و زانوها را کاملا خم میکند تا به سینه اش بچسبد.۴.یا در حالت ۳ پاهایش را بر روی شانه های مرد می آویزد.در این صورت حداکثر دخول انجام خواهد شد.(مناسب برای زنها و مردهای چاق)۵.پاهای زن صاف و کشیده و به هم میچسبد تا آلت مرد از فشار رانهای زن و لبهای آلت وی لذت بیشتری ببرد.(مناسب برای آلتهای تناسلی گشاد زنها)۶. پس از دخول کامل مرد میتواند به آرامی یک پایش زا به بیرون از پاهای زن بیندازد یعنی هر یک از طرفین یکی از رانهای دیگری را در بین پاهایش دارد. لذت این حالت هنگامی است که مرد عقب و جلو می کند و قسمت های بیرونی آلتش به رانهای زن مالیده میشود.

سکس با مامان مهناز

سلام اسم من محمده و اسم مامانم مهنازه. من هیچ وقت چشم دنبال مامانم نبود اما وقتی تو سن بلوغ هستی به کسی که نزدیکته همش تو فکر اونی.من تازه 16سالم شده بود و 1 سالی بود که فیلم سوپر میدیدم.چند روزی بود که میخواستم جق بزنم اما فرصت نمیشد.اون روز بابام سر کار بود و من و مامان خونه بودیم مامان رفت حموم منم وقت رو قنیمت شمردم و گفتم الان بهترین موقعست واسه جلق زدن.نشستم پشت کامپیوتر و 1 فیلم سوپر توپ گزاشتم شرتم خیلی تنگ بدم و کیرمو درد میاورد شرتمو دراوردم و شلوار ورزشیمو پوشیدم داشتم کیرمو میمالیدمو فیلم میدیدم که یهو مامانم صدام کرد که بیا پشتمو بکش هول کردم خواستم سریع شرتمو بپوشم که مامانم داد زد زودباش یخ کردم منم شرتمو انداختم تو کمد لباسم و رفتم که پشت مامانمو بکشم رفتم تو حموم دیدم با یــــ شرت و کرست سفید وایساده و منو که دید لیف رو داد بهم و گفت بیا پشتمو لیف بزن منم لیف رو گرفتم و شروع کردم لیف کشیدن بنده سوتینش نمیزاشت و چون تنگ بود نمیشد زیرشو لیف زد گفت بندو باز کن ولی نگا نکنی ها گفتم باشه باز کردم وقتی سوتین از رو سینه هاش کنار رفت 2 تا سینه گنده دیدم که آب از لبو لوچم راه افتاد من سینه که میبینم سریع شق میکنم سینه های مامانمو که دیدم کلی کیف کردم همیشه دوست داشتم کیرمو بندازم لا سینه های گنده و جلو عقب کنم.سینه مامانمو که دیدم کیرم شق کرد چون شرت پام نبود سیخ شد اومد بالا و شلوارم تابلو شد خواستم جمو جورش کنم که دیدم اگه دست به شلوارم بزنم خیس میشه و معلوم میشه که دست زدم به کیرم به هزار بدبختی که نفهمه جمش کردم شانس من شلواره کشش شل بود منم که شق کرده بودم یــــ هو کیرم از شلوار افتاد بیروم مامانم فهمید گفت اینو جمعش کن من به تو میگم سینه های منو نگا نکنی تو دمو دسگاتو در میاری. منم گفتم اخه دست من نبود خودش اینجوری شد گفت مگه شرت پات نیست گفتم تنگ بود درد میگرفت منم در آوردم گفت حالا جمش کن بیچاره سیلون نباشه بین هوا و زمین لیفو دادم بش که دستمو بشورم گفت بیا من درست میکنم گفتم نه خودم میکنم گفت بیا اینجا اون موقع که تو فرق دست و پاتو نمیدونستی من تورو ترو خشک میکردم گفتم باشه اومدم که کیرمو بندازه تو شلوارم تا دستش خورد به کیرم نفسم بند اومد گفت چت شد گفتم آخه فقط منو این بودیم تا حالا دست کسی بش نخورده بود گفت ناقلا چیکار میکردی تا منو دیدی اینجوری شد ؟ گفتم تقسیر من نیست این خارجیا فیلم میسازن صحنه های زشت میاد گفت داشتی جق میزدی هنگ کردم گفت چت شد گفتم هیچی گفت میزدی یا نه سرمو انداختم پایین گفت پس داشتی میزدی گفتم آره گفت از کجای خانوا بیشتر خوشت میاد گفتم ول کن من برم گفت مگه نمیخوای جق بزنی ؟ گفتم نه ولش کن گفت بیا پسرم گفتم خوش به حال بابام گفت واسه چی گفتم آخه زنش همچین سینه هایی داره خندید گفت بزن زود برو میخوام برم بیرون کار دارم گفتم تو واسم میزنی گفت پرو شدی ها گفتم خواهش میکنم گفت نه گفتم باشه گفتم حد اقل فکر کن من نیستم تو حموم تو دوش بگیر انگار نه انگار که من تو حمومم گفت باشه رفت زیر دوش منم شرو کردم جق زدن یهو دیدم شرتشو در آورد چشام گرد شد گفتم چی شد خارجی شدی گفت آدم که تو حمومه تنهاست با لباس حموم نمیکنه گفتم بله داشت خودشو لیف میزد هیکلش برق میزد سر سینه های گندش سیخ شده بود آبم نزدیک بود بیاد به نفس زدن افتادم گفت چت شد گفتم داره میاد گفت پس بیا اینجا که کل حمومو به گند نکشی منم رفتم جلو داشتم میزدم یهو آبم با شدت پاشید رو شکمش یـــ داد کوچیک زد که منو چرا به گند کشیدی آبم از شکمش رفت پایین رفت لا پاش گفت چقد داغ بود گفتم دمت گرم مامان خیلی حال داد گفت خواهش میکنم ولی از این به بعد فک نکنی همینجوریه هر روز بخای با من بیای حموم ها گفتم نه ولی یـــ بار دیگه با هم بیایم گفت باشه تشکر کردمو رفتم بیرون.دو سه روز بعد روز ورزش ما بود تو مدرسه وقتی اومدم خونه مامانم گفت برو تو حموم بو گند میدی منم گفتم باشه یادم نبود که قرار بود با هم بریم حموم دیدم مامانم هم داره لباساشو بر میداره گفتم تو کجا میای گفت مگه خودت نگفتی که یـــ بار دیگه با هم بریم حموم منم یادم افتاد گفتم چرا ایول که یادت بود من یادم رفته بود گفت زود باش بریمو بیایم کلی کار دارم گفتم باشه و رفتیم سمت حموم من لخت شدم و با یـــ شرت رفتم زیر دوش گفت شورتتم در بیار گفتم نه زشته گفت اون روز آب کیرتو ریختی لای پای من حالا زشت شد گفتم باشه زیر آب که بودم شرت چسبید به کیرم مامانم هم اومد با شرت و کرست سیاه گفتم پس تو خودت چرا در نمیاری گفت بزا بیام تو حموم گفتم باشه هیکلشو که دیدم کیرم شق کرد گف تو دیگه داغونی گفتم چرا؟ گفت تو که هنوز چیزی ندیدی گفتم من چشام مادوم قرمز داره چیزایی که باید میدیدمو دیدم گفت پس لباسمو در نیارمگفتم نه بابا شوخی کردم گفت پس بیا کرستمو در بیار گفتم ای به چشم رفتم پشتش باز کردم سینه هاشو دیدم نفسم بند اومد نشستم رو زانو که شرتشو در بیارم شرتشو کشیدم پایین سوراخ کوشو دیدم گفت بیا بالا تا قش نکردی گفتم واسه چی قش کنم؟ گفت وقتی سینه میبینی نفست بند میاد لا پایی رو ببینی قش میکنی دیگه خندیدم گفتم آره راست میگی بعد مامانم نشست که شرت منو در بیاره جلو کیرم نشست شرتمو کشید پایین یـــ هو کیرم افتاد بیرون سرشو کشید عقب گفت اینو چجوری او تو جا میدی ؟ گفتم به زور خندیدو گفت زود باش تا بابات نیومده گفتم باشه سرمو شامپو زدم وایسادم عقب تا اون بیاد جلو اومد و خودشو شست داشت لیف میزد کونشو که شست منم کف از سرم برداشتم مالیدم به کیرم اومدم جلو تر کیرم چون شق بود مالیده شد به کونش چرخیدو گفت چی شد گفت هیچی مگه قراره چیزی بشه گقت نه برگشت 1قدم رفتم جلو کیرم سر خورد رفت لا پاش پاشو سفت کرد گفتش خوشت اومده گفتم چرا که بدم بیاد گفت پرو نشی بخای بفرستیش جایی ها گفتم نه جاش خوبه داشت خودشو میشست منم یـــ خورده شماپو ریخنم رو کیرم که سر بشه کیرمو جلو عقب کردم گفت نه بابا پرو شدی برو اونور ببینم گفتم بزا کارمو بکنم عزیتم نکن گفت زشته من مامانتم گفتم ببخشیدا تو کون و کست که نمیکنم لا پاته گفت نه راه افتادی تا 3 روز پیش که میپرسیدم جق زدی جواب نمیدادی حالا حرف کس و کون میزنی گفتم ببخشید گفت حموم سرده اگه برم زیر آب کفا میره دیگه سر نیست زود باش تا سرما نخوردیم گفتم باشه چرخوندمش از جلو کیررمو کردم لا پاش بدنش مو نداشت کیرمو جلو عقب کردم صورتشو نگا کردم دیدم چشاشو بسته یـــ دونه محکم زدم در کونش گفت هوی چته ترسیدم گفتم تو فیلما میزنن منم زدم گفت دیگه نزن سیا میه بابات میگه چرا سیا شده چی خوابشو بدم؟ گقتم برو زیر آب خودتو بشور گفت مگه اومد گفتم نه کار دارم رفت خودشو شست گفتم بین رو زانوت کیرمو بندازم لا سینت همشه دوست داشتم آبم لا سینه در بیاد گفت باشه من کیرمو انداختم لا سینش یـــ خورده شامپو مالیدم لا سینشو و کیرم دو دیقه جلو عقل کردم آبم داشت میومد گفتم داره میاد چیکارش کنم گفت بریز همینجا گفتم باشه آبم اومد ریختم لا سینش گفت خیلی داغه ها گفتم ما اینیم دیگه گفتش تو که حالتو کردی من حالا حشری شدم گفتم از دست من کاری بر میاد گفت میتونی دوباره شق کنی کفتم آره واسه چی گفت بندار لا پام تا منم آبم بیاد راحت شم گفتم باشه ولی چون الان آبم اومده طول میکشه گفت چقد گفتم نمیدونم گفتم بخواب پاتو باز کن لا پاتو ببینم شاید شق شد سریع خوابید کف حموم منم چند دقیقه به کسش نگا کردم با کیرم ور رفتم شق کردم کفت بلند شم گفتن نه صبر کن یــــ کاری دارم کیرمو مالیدم رو کسش یـــ آهی کشید که حال کردم پاشو بستم کیرمو جلو عقب کرم دیدم داره داد میزنه گفتم ساکت تا همسایه ها نشنیدن داشتم لا پاش جلو عقب میکردم دیدم آبش اومد و یـــ داد زد منم نوک سینه هاشو خوردم گفتم حالا من چیکا کنم با این کیر شق گفت من واسه بابات هم ساک نمیزنم ولی واسه تو الان میزنم چون خیلی قشنگ آبمو آوردی کیرنو کرد تو دهنش با این که بهگفته خودش تا حالا ساک نزده بود ولی قشنگ میزد گفتم داره میاد بریزم تو دهنت؟ گفت خوشم نمیاد گفتم تو که تا حالا امتحان نکردی گفت باشه بریز یــــ خورده تو دهنش تلنبه زدم آبم ریخ تو دهنش گفت نه انگار خوشمزست خندیدم گفتم من که چیز بد ندارم خندیدیم بعد دوش گرفتیم رفتیم بیروناین داستان تخیلیه و فقط جنبه سرگرمی داره

سکس دوباره با زن عمو

زن عموی مذهبی من
سلام من بیژن هستم و دانشجوی مهندسی نفت و بیست سال دارماولین خاطره ی سکسی من مربوط میشه به ماجرای من و زن عموخوشکلم من از بچه گی زن عموم رو دوست داشتم و اندامش رو دید میزدم آخه اون خیلی خوشکله سنش سی ساله قد بلند با سینه های گرد و ورزیده ماجرای ما برمیگرده به همین چند وقت پیش راستش من همه ی این تجربه رو مدیون این تاپیک هستم چون زن عموم که اسمش هاله باشه یه لب تاپ داره که گاه گداری برای نصب ویندوز یا تعمیر کردن به من میدادش زن عموم تقریبا مذهبی هستش خیلی دوست داشتم که بکنمش و هرشب بیادش جق میزدم خلاصه من با این لپ تاپه به این سایت اومده بودم وچندتا داستان سکسی در کامپیوترش ذخیره کرده بودم برای اینکه بعدا بخونم و بعد از اینکه خوندم یادم رفت که پاکشون کنم اومد و کامپیوترش رو برد خلاصه بعد از رفتنش یادم افتاد که چه گند بزرگی زدم.چند روزی گذشت و تا یه اس ام اس به من زد که امشب برم خونشون تا کامپیوتر خانگی پسرش که ۱۴ سالشه شونه رو درست کنم وبهش هم درس ریاضی بدم از اتفاق همون شب عموی من که پزشکه در بیمارستان کشیک داشت من هم هر موقع میرم خونشون توی اتاق پسرعموم میخابم خلاصه ما رفتیم خونشون در رو زن عموم برام باز کرد دیدم که خیلی خودش رو گرفته بود منم اون شب خیلی خجالت کشیدم و هی خودمو کیرمو لعنت میکردم خلاصه کامپیوتر شهاب درست شد درسش هم بهش دادم تا اینکه شهاب ساعت ۱۲و نیم شب گفت من میرم پیش مامان بزرگم میخابم امشب تنهاس فاصله ی خونه ی عموم تا مامان بزرگ شهاب تقریبا 4یا 5 تا خونه بود.مامانش اول یه کم ممانعت کرد که بمون اشکالی نداره و شهاب گفت نه من باید برم منم که خیلی خجالت کشیده بودم گفتم که هاله جان شما بزارین شهاب بره من میرم خونمون ماشین دارم سریع میرسم زن عموم که فهمیده بود به من بر خورده گفت اختیار دارین این چه حرفیه من اگه بمیرم هم نمیذارم تو الان بری خلاصه اصرار کرد من موندم وشهاب رفت ولی خودمو همچنان لعنت میکردم تا اینکه شب ساعت ۱.۵ شب بود که بیخابی زده بود به سرم بخاطر همون ماجرا زن عموم من فکرکردم که الان خوابیده بزار برم دستشویی وبعد برم خونه من پاشدم رفتم دستشویی اصلا حواسم نبود انگار که هیچینفهمم ددیم چراغ دستشویی روشنه ولی اعتنایی نکردم در روباز کردم دیدم که هاله جوووووووون داشت نوار بهداشتی میگذاشت روی کسش وااااااااااااااای که چه صحنه ای بود من یه لحظه ماتشده بودم اصلا هنگ کرده بودم.خلاصه با یه معذرت خواهی اومدم بیرون وقتی که اومد بیرون گفتم که بذار لباسامو بپوشمو در برم تا اوضاع بدتر نشوده خیلی ناراحت بودم دیدم که زن عموم اومد بیرون من داشتم دنبال جوراب هام میگشتم دیدم که زن عموم خیلی مهربون شده بود مثل یه معجزه شده بود گفت که بیژن عزیزم دنبال چی میگردی؟ من گفتم دنبال بجای اینکه بگم دنبال جوراب از بسکه هول شده بودم گفتم دنبال نوار بهداشتی زن عموم مطلب رو گرفت که من هول شده بودم گفت مگه نوار بهداشتی به درد پسرا هم میخوره من دیگه نمیدونستم چی بگم از فرصت استفاده کردم مو گفتم هاله جون ببخشید بخدا نمیدونم چی بگم حواسم نبود اونم گفت نه اشکال نداره بیا باهم بریم تو اینترنت چندتا سایت ببینیم منم گفتم باشه خلاصه آن شدیم و هاله رفت شربت آورد و نشست پیشم. منم اومدم تو یاهو. هاله گفت این سایت ها چی هستن تو میری بریم رو سایت آویزون یا جلوی من نمی خایبری دیگه اینو که گفت قلبم تند تند میزد خلاصه من سایت براش باز کردمو داستان سکسی خوندیم بعد من دیدم که زن عموم پاشد و رفت من فکر کردم که رفت بخابه منم داشتم دیگه دیز کانکت میشدم خونه خیلی ساکت بود رفتم که بخوابم یه لحظه با خودم فکر کردم حتما زن عموم حشری شره مخصوصا که هی نگاه به کیر من میکرد ومنم سینه اش رو دید میزدم خلاصه رفتم توی اتاقش در زدم و رفتم نشستم رو تخت گفتم زن عمو من خیلی معذرت میخام خیلی دوست دارم اگه عموم با تو ازدواج نمی کرد حتما من با تو ازدواج میکرد دیگه نمی فهمیدم چی دارم میگم فقط میخاستم بکنمش که یه دفه گفتم درازبکشم پیشت اون گفت من هیچ وقت زنا نمی کنم سعی کن درک کنی.خلاصه اینو که گفتو خودشو به من چسبوند منم گرفتم وشروع کردم به لب گرفتن ازش. وای که اصلا نفهمیدم چطوری لخت شدم وووااااااااااای که چه لبایی داشت کیرم داغ داغ شده بود دستش رو دراز کرد و کیرم رو گرفت و گفت خیلی داغه مثل اوایل ازدواج منو عموت. منم بهش گفتم بخورش. اونم شروع کرد به ساک زدم خیلی عالی ساک میزد زن عموم تاپش رو در آورد وگفت نمی خای شرتمو نوار بهداشیتیمو در بیاری منم کفتم بذار اول پستوناتو بخورم وایییییییییییییییی وقتی که دستم به پستوناش میخورد چه. حالی کرد دامنشو دادم پایین و مثل وحشی ها با دندون شرتشو کشیدم پایین وای یه کون تپل که یه عمر باش جق میزدم شروع کردم به مالیدن کونش و لیسیدن سوراخش اون میگفت برس به داد کسم منم که نمی دونستم دارارم چکار میکنم شروع کردم به لیسیدن کسش و بعد پشتمو کردم بهش طوری که کیرم میرفت تو دهنش کسش هم من میلیسیدم بهم گفت پاشو یه کم اسپره ی بی حسی بزن به کیرت من همین کار رو کردم.شیطون نمی دونم از کجا فهمید که الان آبم میاد. خلاصه اسپره رو زدم وگفت بکن توش منم اول سر کیرم رو گذاشتم دم کسش هی میگفت آروم و آه و ناله میکرد که یه هو من وحشی شدم وبایه حرکت کیرمو تا ته فرستادم تو کسش. کس خیلی خیلی تنگی داشت خیلی حال کردم داخلش نرم وگرم بود هی تند تر میکردم حالا دیگه جیغ میزد و آه وناله میکرد و من جررررش دادم وواهی تند تر میکرم که بهش گفتم زن عمو الان آبم میاد چکار کنم؟ بهم گفت کیرت رو در بیار حوصله ی دردسر ندارم. همیش شهاب هم از سرم زیاده بریزش تو کونم منم.سریع در آ وردم کیرم گذاشتم تو کونش و اونجا خالی کردم دیگه نای حرف زدم هم نداشتم فقط سرمو گذاشته بودم وی گردن ظریفش و یه دستم هم با پستون و کسش بازی میکردم تا صبح 2بار دیگه هم کردمش از اون روز به بعد هفته ای سه چهار بار میکنمش روزایی که عموم کشیکه وشهاب هم خونه نیست باز هم ممنونم از اینکه متن منو خوندید.

سکس تو روز برفی

همه چیز از اون شروع شد که بعد ازاتمام خدمت سربازی دنبال کار مناسبی بودم. من مهندسی مکانیک خونده بودم و دنبال یک کار مرتبط ولی کو کار. در یکی از همین روزها دوست بابام رو دیدم از قبل در باره کارایی که بلد بودم می دونست کارگاهی خارج شهر در دست ساخت داشت ازم خواست کارای فنی و تاسیساتی رو انجام بدم. کار مهندسی نبود ولی از بیکاری وخونه نشینی بهتر بود قبول کردم و روز بعد کار شروع شد.دردسرتون ندم چند روزی گذشت و من سخت مشغول بودم و باید بگم من بچه کاملا مثبتی بودم شاید به این دلیل که عرضه نداشتم و به همین دلیل اصلا تو این فکرها نبودم تا این که یکروز یه خانم خیلی خوشگل و خوش هیکل رو روی محوطه دیدم چهار شدم که توی این بیابون این تیکه اونم با سرو وضع خونه ولی پوشیده چیکار میکنه؟ که بعدا فهمیدم زن نگهبان کارگاه تشریف دارن اومد جلو گفت سلام آقای مهندس و بعداز کلی ناز و ادا گفت ساختمان نگهبانی کی آماده میشه؟ گفتم شما از کجا میدونی من مهندسم من که فعلا کارای برقی میکنم گفت اولا شامرتی گفته (به شوهرش میگفت شامرتی یعنی خر خاکستری به زبان محلی). خندیدم گفت دوما تیپ ات تابلوست. کدوم برقکاری همچین جین تنگی موقع کار میپوشه ودستکش دستش میکنه باز خندیدم و گفتم بزودی خونه دار میشی. مگه کانکس چطوره؟ گفت از سرما سگ شدیم این شامرتی هم که نمیتونه من و گرم کنه. خندیدم گفتم می خواستی زنش نشی گفت ای آقا دست خودم نبود. بالاخره بحث رو تموم کردم و مشغول کار شدم.چند روز بعد برف حسابی بارید ولی من مثل همیشه صبح زود رفتم سر کار کارگاه که رسیدم بجز من ونگهبان هیچکی نبود وتا دو روز بعد هم کسی نیومد سر کار خلاصه موقعی مشغول شدم نگهبان اومد گفت مهندس نفت تموم شده میخوام برم شهر نفت بیارم شما تا آخر وقت هستین من برم و برگردم؟ گفتم اره کی میای؟ گفت چهار پنج ساعتی میشه. گفتم تاشهر چهل دقیقه راهه گفت باماشین شما بله ولی با موتور تو سرما که نمیشه.گفتم با ماشین من برو قبول نکرد که نکرد. بعد هم رفت.ربع ساعتی گذشت زنش اومد گفت مهندس برق قطع شده از سرما یخ زدم. به شوخی گفتم هوا خیلی سرد نیست گفت لامصب تو این برف چطور این جور راحت وایسادی کار میکنی گفتم من کلا با سرما حال میکنم. گفت ولی من با گرما حال میکنم. برقمو وصل میکنی گفتم برق خودتو یا کانکس رو؟ خندید گفت ناقلا از سرما مردم میای یا برم تو؟ اینجا خیلی سرده. گفتم بریم رفتم دیدم فیوز قطع شده وصل کردم و رفتم تو ببینم بخاری برقی روشن شده یا نه بعداز چند لحظه گرم شد ولی دوباره قطع شد. رفتم این بار فیوز رو عوض کردم و برگشتم. کانکس بخاری کم کم فضا رو گرم میکرد گفتم اجاق رو هم روشن کن و روش یک کتری بذار اون هم انجام داد پاشدم برم دنبال کارم. گفت کجا میری بشین چای درست کنم. گفتم مزاحم نمیشم. باشیطنت گفت مزاحمت کدومه تا باشه از اینا باشه. چیزی نگفتم آخه من اصلا تا اون روز با هیچ زنی به این صورت بر نخورده بودم.چای رو دم کرد و رفت پشت پرده و بعداز چند دقیقه برکشت ولی پالتو رو در آورده بود ویک تی شرت تنگ و دامن نسبتا کوتاه پوشیده بود جا خوردم که چرا جلوی من اینجوری اومده (خانواده من تقریبا پوشیده اند ) بهش گفتم تا چند دقیقه پیش از سرما مینالیدی گفت حالا هم اینجا گرمتر شده. ته دلم گفتم یعنی چی؟ اومد کنارم نشست و گفت وقتی یک همچین خوشتیپ رعنایی کنار آدم باشه سرما چیه؟ گفتم زشته تو شوهر داری! گفت این فقط شامرتی اصلا کاری به من نداره به زور هفته ای یکی دوبار میاد سراغ من. گفتم خوب میخواستی هر روز بیاد. تا اونجا که ما میدونیم همه شبای جمعه فعال میشن. گفت چرت پرت میگی! گفتم نه جدی مگه اینطور نیست؟ اخم کرد گفت یعنی این قدر ماکس خلیم که ما رو فیلم کردی؟ گفتم جدی مگه ایطور نیست؟ قهقه خندید گفت تو این سن وسال و این قدر درس خوندی این طور فکر میکنی اصلا به تیپت نمیاد بهت میاد دختر باز حرفه ای باشی! گفتم من همیشه سرم به کارم بوده و در زمان دانشگاه همزمان کارم میکردم و وقتی برای این حرفا نداشتم مگه حالا شوهرت باید چطور باشه؟ با پررویی گفت دلم میخواد هر روز ترتیبم رو بده.خندیدم در همین حال دیدم کیرم حسابی ورم کرد و حالم خراب شد اونم که حالم دید اومد چسبید بهم و دست گذاشت رو پام اولین باری بود که در همچین وضعی بودم نمی دونستم باید چکار کنم(قبلا ترتیب چند تا از پسرهای همسایه و فامیل رو داده بودم ولی خانوم ها رو فقط دیدزده بودم ) در همین حال بهم گفت اسمت چیه؟ گفتم نادر گفت منم مریم ام. داشتم با تردید نگاهش میکردم که یهو دستش رو گذاشت رو کیرم حال کردم. گفت حیف نیست تو این شلوار تنگ نگهش داشتی؟ بعد اومد زیپم رو باز کنه دید جین دکمه ایی کمربند و دکمه ها رو باز کرد و من فقط نگاه میکرم گفتم چکار میکنی؟ گفت میخام ببینم برق خودتم وصله و بعد چون شلوار و شرتم تنگ بود نتونست ادامه بده واز روی شورت شروع کرد به مالیدن که حسابی کیرم راست کرد شهوت از تو صدا ونگاهش میبارید. گفت لامصب عجب کیر گنده ای داری دوبرابر کیر شامرتیه! گفتم منو خر میکنی؟ گفت نه به جان مامانم خیلی گنده است تا حالا به این گندگی ندیدم گفتم مگه چند تا دیدی گفت چندتایی دیدم گفتم چطور؟ گفت مفصله لامصب اینو در بیار مردم کمی از رو زمین بلند شدم و شلوار و شرت رو کشیدم پایین به محض دیدن کیرم گفت اااااووووووووووووووووه لامصب عجب کیری!!! تا حالاکجا بودی؟!!! و مثل قحطی زده ها شروع کرد به خوردن.واقعا رو هوا بودم داشتم از لذت میمردم صدای نالم بلند شده بود پایین تی شرتش رو گرفتم و کشیدم واز تنش در آوردم سینه ها رو از روی سوتین میمالوندم که گفت کشتیم سوتین رو درآر. منم امان ندادم باوجود ناشی بودن سریع درش اوردم وای چه سینه های بزرگ و نرمی! در همین حال یک دستم رو بردم توشرتش اولین باری بود کس یک زن رو لمس میکردم داشتم از شهوت میمردم هی میمالوندش. گفت یواش تر. دوستش داری؟ گفتم آره پاشد دامن و شرتش رو درآورد وااااااای عجب صحنه ای یک زن لخت مادرزاد جلوم بود عجب هیکلی عجب کسی!! سریع پاشدم شلوار و شورت رو درآورم و خوابوندمش افتادم روش کیرم رو گذاشتم رو کسش وشروع کردم بالا پایین کردن. دیگه ناله هاش به فریاد تبدیل شده بود لامصب بکن توش مردم اذیت نکن بکن تو... بعد خودش کیرم رو بادست گرفت گذاشت دم کسش و یک کمد مالوند لاش که حس کردم سرکیرم رفت تو همچین حالی داشتم که تا دسته کردم تو فریادش بلند ولی من دیگه حالیم نبود روی زمین نبودم فریاد میزد و منم تلمبه میزدم و هر لحظه سرعتم بیشتر میشد یکمرتبه حس کرده آبم داره میاد. بهش گفتم گفت بریز توش قرص میخورم. منم باتمام وجود میکردم آبم رو بافشار مضاعف توش خالی کردم فریاد میزد سوختم جر خوردم کشتیم و من بیحال شدم آروم چرخید و من اومدم رو زمین اونم داشت با من ور میرفت و قربون صدقه...بعد از چند دقیقه که به پشت خوابیده بودم دوباره رفت سراغ کیرم و شروع کرد به خوردن کیر و تخمام که دوباره آقا کیره پاشد گفت لامصب(تکیه کلامش بود) عجب کیری داری گفتم قابل نداره پاشد رفت پشت پرده و چند دقیقه بعد برگشت خودشو کمی تمیز کرده بود با عشوه اومد نشست روم و کسش رو میمالید به کیرم و همزمان سینه هام رو میخورد بعد پاشد کیرم رو گرفت و آروم کرد تو کسش و نشست رو و شروع کرد به بالا پایین شدن چه حالی میداد سینه هاش که بالا پایین میشد حال میکردم با دست میمالمندمشون بعد از مدتی یاد یکی از فیلم سکسی ها افتادم. گفتم پاشو بعد هم به حالت سگی از عقب گذاشتم تو کسش و آخر کردم توش دوباره اخ و اوخش حسابی بلند شد بکن پاره کن جرم بده وایی عجب کیری داری. حسابی خال میکرد دو تا سینه هاش رو هم حسابی میمالوندم که متوجه شدم داره ارضا میشه میگفت بریز آب بریز. منم که حسابی شهوتم بالا زده بود دوباره آبم اومد و مون جور افتادم روش بعداز چند دقیقه پاشدیم دیگه نا نداشتم. گفت دمت گرم خیلی حال دادی بعد گفتم حالا کجا خودم رو تمیز کنم ؟ حمام هست گفت حمام و دستشویی ته کانکسه.رفتم دیدم یک دستشوییه بایک دوش آب سرد رفتم به زور خودم رو موضعی تمیز کردم اومدم لباسم پوشیدم اونم رفت و خودش رو مرتب کرد اومد نشست. میخواستم برم که دیدم رمق ندارم گفتم شامرتی کی میاد گفت حداقل یک ساعت دیگه منم دراز کشیدم و خوابم برد بعد با سروصدای راحله که دوباره دکمه هام رو باز کرده بود بیدار شدم خندید گفت چه موقع خوابه و کیرم رو از زیر شرت کشید بیرون و شروع کرد به خوردن گفتم حال ندارم. گفت بی بخار بازی در نیار بذار حال کنیم یهو با دیدن کون سفید و تپلش یاد کون مملی پسر همسایه افتادم. گفتم اگه ادامه بدی کونت میذارم خندید گفت راه افتادی! گفتم کس نکرده بودم ولی کون کردن رو فوت آبم. خندید گفت این گرز رو تو کون کدوم بدبختی کردی؟ گفتم مملی پسر همسایه گفت مادر مرده چه دردی کشیده گفتم تو هم باید بکشی کیرم رو ول کرد گفت تا حالاکون ندادم یکبار یکی اومد بکنه اونقدر سوختم که فرار کردم دیگه به کسی اجازه ندادم. گفتم خود دانی کنار کشید و منم کیرم حسابی درد گرفته بود پاشدم خودم رو مرتب کردم گفتم دیگه من میرم ماشین رو روشن میکنم گرم بشه تا شامرتی هم بیاد نمیشد ای کس رو تنها ول کرد و رفت توماشین جلوی بخاری خواب رفتم که با صدای شامرتی بیدار شدم از سرما سرخ شده بود و شیشه رو دادم پایین تشکر کرد و منم خداحافظی کردم و راه افتادم تو راه همش تو فکر بودم بعدا هم چند باری ترتیبش رو دادم البته تو شهر و با امکانات خدایی کس توپی بود تا اینکه یک کار خوب با همان شرکت ولی تویه یک شهر دور برداشتم و دیگه سالها کس خوشگلم رو که اولین خاطراتم رو باش داشتم ندیدم

حال کردن با زن عمو

با سلام
اين داستانو توي اينترنت خوندم خواستم برا شما هم بنويسم؛شايد خوشتون بياد؛من يك زن عمو دارم كه خيلي مظلومه الان نزديك 2ساله عموم بخاطر حمل مواد مخدر زندانه؛ما خونواده مذهبي هستيم؛خونه عموم اينها نزديك خونه ماست؛همه ما ازجمله بابام از وقتيكه داداش عزيزش افتاده زندان خيلي هواي زن عمو و بجه اش رو داريم؛خلاصه 1روز خواهرم حالش بد شده بود و شوهرشم نبود رفته بود ماموريت؛بخاطرهمين بابا و مامان مجبورشدن برن شهرستان نزديك شهرمون كه خونه خواهرم اونجا بود؛داشتم از بيرون بسمت خونه ميومد كه مادرم زنك زد به موبايلم و جريان رو كفت و امر فرمودن كه برم دنبال زن عمو و بجه اش و شب خونه خودمون بمونن تا هم من تنها نباشم و هم اونها؛من هم رفتم دنبال زن عمو كه ديدم آمادست؛آخه مادرم بهش زنك زده بود؛شب شد و شام و خورديم و بجه عمو 6سالشه و رفت توي اتاق من با كامبيوتر بازي كنه؛زن عموهم رفت ظرفهارو بشوره؛خيلي خسته بودم نفهميدم كي خوابم برد؛يكدفعه از خواب بيدارشدم ديدم ساعت1نيمه شبه؛به اطرافم نكاهي انداختم ديدم بنده خدا زن عمو كنار حال خوابش برده؛بلند شدم رفتم دستشويي و بركشتم كه برم توي اتاق خودم بخوابم؛جراغ خواب توي حال رو روشن كردم؛آخه تاريك بود؛يكدفعه جشمم افتاد به لباس زن عموم كه تا روي سينهاش بالا رفته بود؛تعجب كردم؛بيخيال از كنارش رد شدم و رفتم توي اتاقم؛درازكشيدم اما خوابم كه نميبرد بماند همش صحنه سينه هاي زن عمو جلو جشمام بود؛از جام بلند شدم و رفتم توي حال؛يكم خم شدم طرف زن عمو ببينم خوابه يا بيداره؟ظاهرا خواب بود؛يه نكاهي بهش انداختم و كيرم داشت كم كم راست ميشد؛نشستم كنارش و باخودم كفتم جريان جيه؟جرا زن عمو اينطوري خوابيده؟يعني از قصد اينكارو كرده؟من تا حالا يكذره از موهاي سرشم نديده بودم اما الان سينه هاشم مشخصه؟دل رو زدم به دريا و دستمو بردم سمت سينه هاش؛آروم سينه هاشو شروع كردم از روي لباس مالوندن؛كم كم دكمه هاي لباسشو كامل بازكردم و 2تاسينه بزرك افتاد بيرون؛دوباره شروع كردم به ماليدن سينه هاش؛جالب بودكه زن عموم اصلا تكوني نميخورد؛يكم كه بيشتر سينه هاشو ماليدم صداي نفسهاش تندتر شده بود اما بازهم تكون نميخورد؛بافشار دستم به كمرش خواستم به روي شكم بخوابونم اما تكوني خورد وخودش همكاري كرد؛بااينكارش مطمئن شدم بيداره ودوستداره سكس كنه؛وقتي بركشت دامنشو كامل دادم بالا و شورتشو خواستم دربيارم كه خودشوكمي ازروي زمين بلندكرد تامن راهتر بتونم شورتشودربيارم؛وقتي كوس و كون سفيدشو ديدم بي اختيار دستمو بردم روي كونش و شروعكردم به بازي با سوراخ كونش و كوسش؛زن عمو باصداي خيلي آروم و شهوتي يه ناله كرد كه كيرم داشت منفجرميشد؛دوباره به بشت برشكردوندم اونم باهاشو كامل از هم بازكرد و منم بي معطلي سرمو بردم لاي باهاش وشروع كردم بخوردن كوسش؛وقتي با زبونم كوسشو ليس ميزدم ناله هاش بلندشد اما جشمهاش هنوز بسته بود؛سريع شلوارو شورت خودمو درآوردم و سركيرمو آروم ماليدم به اطراف كوسش كه آبش راه افتاده بود؛يكم كه اينكارو ادامه دادم زن عمو با صداي شهوتي كفت زودباش بكن توش مردم؛اما من توجه نكردم و بكارم ادامه دادم آخه نميدونستم سوراخ كوس كجاست تابحال كوس نكرده بودم؛آب بودكه از كوسش سرازير شده بود؛خوابيدم روش وكيرم لاي باهاش بود؛شروع كردم به خوردن سينهاش؛انقدرخوردم كه كبودشده بود؛يكدفعه بادستش كيرمو كرفت و برد بطرف كوسش و سركيرمو كذاشت جلوي سوراخ كسش؛بااينكارش بمن فهموند فشاربدم كيرموتابره توش؛هنوزم جشمهاش بسته بود؛منم نامردي نكردم وتاجايئكه زور داشتم بخودم فشار آوردم و كيرم تا ته رفت توكوس زن عموم؛اونم يك داد بلندي زد كه داشتم كر ميشدم؛دستشو برد جلو دهنش تا صداش درنياد؛شروع كردم تلمبه زدن؛زن عموهم اشكش دراومده بود؛هي ميكفت تندتر تندتر اما من توجه نميكردم؛يكبار كيرم از كوسش دراومد؛سركيرمو بردم سمت كوسش اما نميدونستم سوراخش كجاست؛زن عموم فهميد وبادستش كيرمو برد جلو سوراخ كوسش ومنم فشاردادم تا دوباره رفت توش؛خيلي لذت داشت؛شروع كردم تند تند تلمبه زدن؛زن عموم كه از شدت خوشي آه آه ميكرد و ميكفت جوووون بكن بيشتر بكن خايه هاتم جاكن؛فشاربده؛كوسم كيرتو ميخواد؛بكن بكن؛اما جشمهاش همانطور بسته بود؛داشت آبم ميومد حس عجيبي داشتم؛زن عموم هم ظاهرا فهميدكه آبم داره مياد و باهاشو دور كمرم حلقه كرد وفشارم ميداد بسمت خودش؛منم آبمو توكوسش با شدت خالي كردمو خوابيدم روش؛خواستم كيرمو از كوسش دربيارم كه نزاشت؛كيرم كم كم كوجيك شد وآروم خودش دراومد؛زن عموم آهي كشيد و ساكت شد با همون جشمهاي بسته؛سرمو بردم طرف كوسش و بهش كفتم مرسي زن عموي نازم؛اون حرفي نزد؛بلندشدم كه برم سمت حمام كه زن عموم آروم كفت خيلي بهم حالدادي ممنونم؛بركشتم به سمتش و ديدم هنوز همانطور جشمهاش بسته است؛لبخندي زدم و رفتم حمام؛بعداز اين جريان هر هفته باهم سكس داريم اما با جشمهاي باز زن عموم؛اميدوارم خوشتون اومده باشه

سکس خفن با خواهر زن

سکس با خواهرزن خوشگلم شیما
سلام من یک خواهر زن دارم که 3 سال از زنم کوچکتره اولا که ازدواج کرده بودم زیاد ازش خوشم نمیومد چون زیاد تو کارای ما دخالت میکرد حتی 2یا3بار باهاش دعوام شد و خلاضه باهم خوب نبودیم. اما یه مدت بعد کاملا رفتارش عوض شد و زیاد به من محبت میکرد حتی چند در حالی که داشت خیره به من نگاه میکرد مچش روگرفتم که با خنده های کوتاه اون ختم شد تو این مدت نگاههاش کاملا بطور محسوس عوض شده بود ومنم که حالا یک جوردیگه نگاش میکردم تازه خوشکلیش رودرک میکردم. خلاصه ما رفتیم تو کف خواهرزنه بدجوراما نمیدونستم از کجا باید شروع کنم تا اینکه یک روز زنم با مادرش و برادراش قرار شد برن شهرستان پیش خواهر بزرگشون. من گفتم کار دارم و نمیتونم بیام واین خواهرزنم هم که اسمش شیماست گفت که درس داره وبرای امتحان روز بعد باید بخونه واون هم نمیره. روز بعد صبح زود اونا رفتن ومن هم ساعت 9 ازخونه اومدم بیرون ورفتم پیش دوستام و مشغول خوشگذرونی که طرفهای ساعت 11برگشتم اینم بگم که خونه ما با خونه مادر زنم 2 تا کوچه فاصله داره.من برگشتم و رفتم بسمت خونه که تو راه گفتم سری هم به شیما بزنم رفتم زنگ زدم ازپشت آیفون جواب داد و بعد در رو باز کرد رفتم تو بعد از احوالپرسی گرم گفتم تنها چکار میکنی پاشو بریم خونه ما گفت درس میخوندم تازه تموم کردم وازاین حرفها وخلاصه قبول کرد بلافاصله حاضرشد وبا من اومد بیرون ورفتیم خونه ما.وقتی رسیدیم خونه گفتم تا تو ناهاررو آماده کنی منهم یک دوش میگیرم ومیام بعدش من رفتم دوش گرفتم واومدم بیرون وناهار خوردیم ونشستیم برای نگاه کردن ماهواره که دیدم شیما سرحال نیست.گفتم شیما چیزی شده ؟ گفت نه فقط یک کم پشتم درد میکنه گفتم چرا گفت نمیدونم گفتم میخوای برات بمالم که با خجالت گفت آخه زحمت میشه.منم گفتم بیا کار زیاد سختی نیست. پیش خودم گفتم الان دیگه وقتشه اگه الان کاری نکنم دیگه شاید هیچ فرصتی برام پیش نیاد. بهش گفتم درازبکش که اونم دراز کشید ومنم هم از کمر به بالا مشغول مالیدن پشتش شدم کیرم بدجور راست کرده بود حسابی قاطی کرده بودم رفتم پشتش و کیرم رو طوری که بفهمه بهش چسپوندم دیدم هیچ اعتراضی نکرد یواش یواش دستم وحالا اززیر پیراهنش به پشتش مالیدم بهش گفتم اگر پیراهنت رو بزنم بالا بهتر میتونم ماساژ بدم که اونم قبول کرد منم پیراهنش رو زدم بالا و یواش یواش مشغول شدم بعداز5دقیقه بهش کفتم که نخ سوتینش اذیت میکنه که گفت بازش کن مشخص بود که داره اون زیر برای خودش حال میکنه خلاصه همینطور که پشتش رو میمالیدم دستم رو بسمت کون خوشکلش که هر چی ازش بگم کم گفتم آوردم پایین ومشغول ماساژ شدم حدود نیم ساعتی این کارو کردم وبعد بهش گفتم پاشو بریم رو تخت اونجا حسابی ماساژت میدم که اونم گفت باشه وبلند شد ولباسهاش رو درست کرد ورفتیم تو اتاق خواب.اونجا بهش گفتم لباست رو در بیار تا راحت بتونم کارم رو انجام بدم. اولش گفت زشته آخه من چجوری پیش تو لباسم رو در بیارم. منم بهش گفتم فقط من وتویم کسی نیست در بیار تا حسابی بدنت رو نرم کنم اونم لبسش رو با سوتینش رو باز کرد ودراز کشید منم بلافاصله کمی از شلوارشم کشیدم پایین که کمی جا خورد ولی چیزی نگفت ومنم مشغول شدم در همین حین هم یواش یواش کمی دیگه از شلوارشو کشیدم پایین بطوری که کونش کاملا معلوم بود ومنم براش میمالیدم قشنگ داشت حال میکرد دیگه وقتش رسیده بود که بهش گفتم شیما میخوای شکمت روهم برات بمالم واونم گفت آره منم برش گردوندم.قشنگ میشد شهوت رو در حد بسیاربسیار بالایی تو چشماش خوند .منم دیگه طاقت نیاوردم ورفتم سراغ سینهاش وشروع کردم به خوردنش حسابی داشتیم حال میکردیم. سینه هاش رو حسابی خوردم بادستم هم مشغول کسش شدم درضمن بگم که من اصلا علاقه به خوردن ولیس زدن کوس و کون ندارم.همینطور که مشغول بودم یهو یک جیغ کوتاه کشید وبدنش شل شد که فهمیدم ارضا شده.رفتم کرم آوردم چون دیگه وقت فتح الباب کون قشنگش بود که سه سال تو کفش بودم.بهش گفتم برگرد که گفت نمیخوام درد داره منم گفتم فقط اولش درد داره وچیزی نیست اونم گفت چون خیلی دوست دارم باشه.کیرم رو حسابی چرب کردم وبعدش سوراخ آکبند اونم چرب کردم ونوک کیرم رو یواش یواش فرستادم داخل.سوراخش خیلی تنگ بود خیلی دردش گرفته بود وهی میگفت مردم از درد بکش بیرون نمیتونم دارم پاره میشم منم گفتم اولشه الان درست میشه وکمی باهاش بازی کردم وآروم آروم فرستادم تو حالا دیگه کیرم تقریبا رفته بود داخل وشروع کردم به عقب وجلو کردن اونم دیگه دردش کمترشده بود داشت حال میکرد 10دقیقه ای گذشت که دیدم دارم ارضا میشم تلمبه زدن وتند تر کردم وبعداز30ثانیه ارضا شدم و اونم دوباره ارضا شد و کیرم رو در آوردم ودوتایی افتادیم رو تخت وهمدیگه رو بغل کردیم وبعد از نیم ساعت رفتیم حموم اونجاهم دوباره یک بار دیگه کردمش. الان 1سال از اون ماجرا میگذره که ماهی چهار پنج بار با هم سکس داریم

داستان سکس با مامان جون

منو مامان و بابا با خواهر کوچیکم با هم زندگی میکنیم من کلاس اول راهنمایی هستم. بک روز بعد از مدرسه اومدم خونه اونروز فوتبال داشتیم و توپ خورده بود به بیزهام و درد شدیدی میکرد وقتی رسیدم خونه دیدم مامانم تنهاست پرسیدو خواهر کوچیکه کجاستگفت با دختر خالت رفتن پارک اومدیم ناهار بخوریم که بیزم یک تیری کشید که دادم رفت هوا مامانم گفت چی شده گفتم توپ خورده و درد میکنه گفت شلوارتو در بیار ببینم چی شده مامانم چند ترم پزشکی هم خونده بود من هم چون خجالتی بودم قبول نکردم که مامانم گفت خطرناکه منم گوش کردم شلوارمو در آوردم چون کیرمو ختنه نکرده بودم بزرگ بود و مامانم گفت کجاش درد میکنه منم گفتم همینجا دستشو گذاشت رو تخمم نمیدونستم چرا ولی نفسم بند اومده بود و به زور نفس میکشیدم مامان گفت چیز مهمی نیست ولی با آب گرم باید مالشش بدی که اگر خون اومده باشه تو آلتت نمونه و مریض بشی منم رفتم که بشورم که مامانمم پشت سرم اومد منم چیزی نگفتم مامان تو وان حمومو آب گرم کرد من لباسامو در آوردم و نشستم تو آب مامانم گفت من میکنم گفتم نه خودم میتونم گفت ساکت منم چیزی نگفتم 1 خورده که مالید احساس کردم کیرم داره بزرگ و بزرگ تر میشه گفتم چی شد گفت هیچی چون دست من بش خورده بزرگ شده 1 خورده صابون برداشت و مالید به دستش کفی کرد و شرو کرد کیر منو جلو عقب کردن بعد از کمتر از چنج دقیقه ی چیزی از کیرو پاچید بیرون گفتم چی شد نمیرم گفت نه بزرگ شدی گفتم مگه کوچیک بودم گفت نه ولی الان مرد شدی منو شست اومدیم بیرون که بریم ناهار بخوریم سرناهار گفت به کسی نگی ها مخصوصا بابات گفتم چرا گفت چون من نباید به دولت دست بزنم که گفتم باشه از اون روز به بعد اخلاق مامانم فرق کر البته تا وقتی که بابا نبود بعد که بابا میومد میشد همون مامان سابق 1 روز که بابا نبود و خواهرمم رفته بود خونه دختر خالم اینه اخه اونام 1 دختر هم سن خواهرو دارن و خواهرم بیشتر اونجاست داشتم فیلم میدیدم که مامان هم اومد پیشم و با هم فیلم میدیدیم 1 صحنه سکسی اومد که زنه لخت بود مامانم گفت تا حالا زن لخت دیدی گفتم فقط تو فیلما این الان گفت دوست داری ببینی گفتم آره بلند شد وایساد جلون و دونه دونه لباساشو در آورد من که یــ سینه گنده با یــ باسنه قلنبه دیده بودم حل کردم و نفسم بند اومد که مامانم گفت نظرت چیه؟ گفت خوبه خیلی خوبه کیرو دوباره شق شد خودمو جمو جور کردم که مامانم نبینه که گفت راحت باش منم خجالت کشیدم رفتم برم حموم که این دفه قبلی که مامانم کیرمو جلو عقب کرد بکنم چون بهم حال داده بود رفتم حموم زیر دوش بودم که مامانم اومد تو گفتم برو بیرون گفت اومدم پشتتو بکشم اومد تو سوتین و شرت تنش بود لباس روش نپوشیده بود گفت اون دفه بهت حال داد گفتم آره گفت اسمش جق زدنه میخوای بازم برات بزنم چیزی نگفتم سوتین و شرتشو در آورد اومد زیر دوش گفتم چیکار میکنی؟ گفت میخوام ی کا بهتر کنم خودشو خیس کرد بدنش بدون مو بود بعد با شامپو بدنشو لیز کرد مخصوصا زیر لای پاشو بعد اومد جلو و خوشو چسبوند بهم کیرمو گرفت کرد لا پاش گفت حالا جلو عقب کن لا پاش خیلی داغ بود بعد از چند دیقه به نفس نفس زدن افتادم مامانم چرخید نشست جلون و با دستاش تند تند کیرمو جلو عقب میکرد آبم با شدت اومد ریخت رو صورتش انقد بهم حال داد که تا چند شب خوابشو میدیدم چند روز بعد هم وقتی تنها بودیم رفتم سمت مامان بدون این که حرفی بزنم شرو کردم ازش لب گرفتن بعد مامانو لخت کردم خودمم لخت شدم کیرمو گرفتم دم دهنش تو چند ت فیلم سوپر هایی که تازه دیدم این کارو میکردن منم کردم مامان کیرمو کرد تو دهنش دلو هوری ریخت ولی خیلی حال میداد بعد مامانو به پشت چر خوندم ی خورده کرم مالیدم سر میرمو ی خورده دم سوراخ کون مامان اینا همش تو فیلم بود منم این فیلم جل میرفتم که مامان گفت از باسن نه باسنم گنده میشه تازه کلی هم درد داره گفتم از جلو هم خطرناکه ی وقت باردار میشی و سریع کیرمو فرو کرم تو کونش خیللی تنگ بود مامان جیغ زد من کیرمو یزره یزره حل میدادم تو کونش مامان هو داد میزد چند دقیقه که تو کونش بود و جا باز کرد شرو کردم بالا پایین کردن کیرم تو کونش از پشت که میکردم با سینه های قلمبش هم ور میرفتمو چنگ میزدم آبم با شدت تو کونش خالی شد منم اوفتادم ذوش تا چند دقیقه بی حال بدم بعد بلند شدیم خودمونو تمیز کردیم